چند شروع درخشان برای فیلمنامه قسمت دوم
چند شروع درخشان برای فیلمنامه قسمت دوم
در مطلب قبل پنج شکل از آغاز معرفی شد. قسمت دوم و شروعهای درخشان بعدی، پیش روی شماست.
آغاز رمزآلود:
این سرآغاز تا اندازهای با «آغاز معمایی» پیوند دارد، اما نباید این دو را با هم اشتباه گرفت. در «آغاز رمزآلود» با تصویری مواجهیم که هیچ توضیحی برنمیتابد. «آغاز معمایی» سؤالی برنمیانگیزد، چون هیچ چیزی از ما دریغ نشده است. همه چیز بهسادگی به ما نشان داده میشود. با اینحال، از توضیح آن ناتوانیم.
برای درک بهتر این آغاز فیلم «ماگنولیا» ساخته پل توماس اندرسون را ببینید.
آغاز درونمایهای:
این آغاز برای جلب توجه و حفظ علاقه ما به درونمایه فیلم متکی است و بر این پیشفرض استوار است که درونمایه آنقدر تفکربرانگیز یا بحثبرانگیز است که میتواند به عنوان قلاب عمل کند. اما مراقب باشید. چون درونمایههای بسیار کمی این ویژگیها را دارا هستند. درونمایههایی مانند «عشق بر همه چیز پیروز میشود» یا «جنایت سودی ندارد» هیچکس را به وجد نمیآورند.
برای درک این آغاز فیلم «پدرخوانده» ساخته فرانسیس فورد کوپولا را ببینید.
راز:
رازها بیش از هر چیز قدرت آن را دارند که ما را جذب کنند. نکته ظریف اینجاست که شما ابتدا به ساکن باید بدانید رازی در میان است تا جذب آن شوید. برای آنکه راز به شکل قلاب عمل کند، باید نشان دهید «چیزی» در میان است؛ که آن چیز برای داستان مهم است و بالاخره این که، آن چیز پنهان است. موفقیت این قلاب به وجود این سه این عنصر زنده است.
برای درک این آغاز فیلم «همشهری کین» ساخته اورسن ولز را ببینید.
حادثه محرک:
حادثه محرک، رویدادی است که همه داستان را به حرکت میاندازد. حادثه محرک اولین تلنگری است که باعث میشود همه رویدادهای بعدی، دومینووار به جریان بیفتند و تنها هنگامی داستان کامل میشود که آخرین قطعه دومینو بر زمین بیفتد. در حرفه فیلمنامهنویسی قاعدهای تجربی وجود دارد که میگوید هر جا امکانش هست، کار را با حادثه محرک آغاز کنید و بسیاری از فیلمنامههای بزرگ دقیقاً همین کار را میکنند. اما در چنین مواردی، حادثه محرک چنان نیرومند است که به عنوان قلاب نیز عمل میکند.
برای درک این آغاز فیلم «پلنگ سیاه» ساخته رایان کوگلر را ببینید.

دیدگاهتان را بنویسید