شخصیت های غیر قابل باور در فیلمنامه
شخصیت های غیر قابل باور در فیلمنامه
در هر فیلمنامهای، شخصیتها قلب تپندهی داستاناند. اما گاهی نویسنده با وجود داشتن طرحی جذاب، در ساختن شخصیتهای قابلباور شکست میخورد. شخصیتهای غیرقابل باور، یعنی کاراکترهایی که نه عمق دارند، نه انگیزه، و نه تناقض انسانی. در نتیجه، بیننده نمیتواند با آنها ارتباط برقرار کند و از داستان جدا میشود.
چرا شخصیتهای تکبعدی شکست میخورند؟
یکی از اشتباهات رایج فیلمنامهنویسان تازهکار، خلق شخصیتهایی است که یا کاملاً خوباند یا کاملاً بد. اما دنیای واقعی چنین نیست. انسانها خاکستریاند؛ پر از تناقض. مخاطب زمانی به کاراکتر نزدیک میشود که بتواند بخشی از خودش را در او ببیند.
به یاد داشته باشید: قهرمان بینقص، قهرمان بیجذابیت است.

در سینمای ایران و جهان، بارها شاهد تکرار تیپهای کلیشهای بودهایم: «زن مظلوم»، «مرد خشن»، «پیر دانا» و… این تیپها دیگر کار نمیکنند، چون هیچ واقعیتی در آنها نیست.
برای مثال، یک «معلم خوب» میتواند در خانه پدری خشن باشد، یا یک «جنایتکار» ممکن است پدری مهربان برای فرزندش باشد. این تناقضها، همان چیزی است که شخصیت را زنده و واقعی میکند.
سه گام برای خلق شخصیت باورپذیر
-
انگیزه را بشناسید. شخصیت باید بداند چرا کاری را انجام میدهد.
-
ترس و ضعف بسازید. کاراکتری که ضعف ندارد، انسانی نیست.
-
پیشینه طراحی کنید. هر تصمیمی از گذشته میآید.
اگر شخصیتهای شما خواستهها، ترسها و تضادهای واقعی داشته باشند، مخاطب به جای تماشاگر بودن، درون آنها زندگی خواهد کرد.
جمعبندی
برای ساخت شخصیتهای ماندگار، از خودتان بپرسید: «آیا من او را در دنیای واقعی میشناسم؟» اگر پاسخ منفی است، هنوز جای کار دارد. شخصیت باید انسان باشد، نه تیپ. انسانهایی با جاذبه و دافعه؛ درست مثل ما.

دیدگاهتان را بنویسید