فیلمنامه لاندری روم

فیلمنامه لاندری روم

فیلمنامه لاندری روم

1404/09/11

Synopsis (خلاصه داستان)

فیلم با حضور امیر در اتاق صدور گواهی ولادت بیمارستان آغاز می‌شود؛ او برای گرفتن مدارک تولد فرزند تازه‌متولدشده‌شان آمده است. از همان ابتدا متوجه می‌شویم امیر عجول، مضطرب و عصبی است. در فرم‌ها نام همسرش سمانه نیز ثبت شده و همه‌چیز ظاهراً عادی جلو می‌رود. امیر گل می‌خرد، پیام‌های تبریک دریافت می‌کند و آمادهٔ مرخص شدن همسر و نوزاد است.

در همین زمان سمانه در بخش زایمان هنوز تحت شوک، ضعف و گیجی پس از زایمان است. بین تخت و سرویس بهداشتی جابه‌جا می‌شود، پرستاران مرتب او را چک می‌کنند و سمانه هنوز کاملاً هشیار نیست. در دو سه مورد سایهٔ زنی ناشناس و چرخ خدمه در مسیر حرکت او دیده می‌شود — اما هیچ‌چیز واضح نیست.

حادثهٔ محرک

سمانه برای لحظه‌ای به سرویس می‌رود، و وقتی برمی‌گردد نوزاد در تخت نیست. پرستار با تعجب می‌گوید خودش نوزاد را برده بوده یا لحظاتی قبل به او داده‌اند، اما سمانه در وضعیت پریشانش نه یاد دارد و نه می‌تواند توضیح دهد. ترس در نگاهش می‌نشیند؛ او مدام از پرستاران و بخش‌ها می‌پرسد اما هیچ‌کس نوزاد را ندیده است. از همان لحظه، بیمارستان وارد حالت اضطراب می‌شود.

سمانه تلاش می‌کند مسیرهای مختلف بیمارستان را جست‌وجو کند؛ وارد اتاق‌های خالی، راهروهای زیرزمین و بخش رختشوی‌خانه می‌شود. صدای گریهٔ نوزادها، چرخ‌های نظافت و رفت‌وآمد کارکنان در ذهن آشفته‌اش درهم می‌رود. در رختشوی‌خانه، چرخ لباس‌های بیمارستان را با وسواس بررسی می‌کند اما چیزی نمی‌یابد.

❗ رویارویی با امیر

وقتی امیر می‌رسد و می‌فهمد نوزاد «گم شده»، به‌جای همراهی و همدلی، به شدت سمانه را سرزنش می‌کند. او مدعی است که «برنامه» داشته‌اند و این اتفاق خرابکاری بزرگی است. لحنش بیش از حد مشکوک است؛ انگار چیزهایی پنهان است.
سمانه در یک اعتراف دردناک می‌گوید: «گمش کردم…» و امیر در حالی که بین خشم و اضطراب گرفتار شده، مجبور است وانمود کند همه‌چیز طبیعی است.

❗ ورود پلیس

با اطلاع‌رسانی پرستاران، پلیس وارد بیمارستان می‌شود. سروان محمدی از سمانه بازجویی می‌کند.
او می‌پرسد آیا کسی مشکوک دیده؟ آیا سمانه به رختشوی‌خانه رفته؟ آیا آشنایی در محیط بوده؟
سمانه که همچنان پریشان است، فقط می‌تواند بگوید: «نه… چیزی ندیدم.»

در همین زمان، یکی از مأموران پلیس بیرون بیمارستان با دو خریدار نوزاد روبه‌رو می‌شود — مرد و زنی که ظاهراً قرار بوده نوزادی را تحویل بگیرند. آن‌ها می‌فهمند مادر «فرار کرده» و بچه در مسیر گم شده است. این صحنه نشان می‌دهد پشت ماجرا یک معاملهٔ غیرقانونی خرید نوزاد وجود داشته و امیر به‌نوعی در آن نقش داشته است.

❗ گرهٔ میانی: آشکار شدن ابعاد قاچاق نوزاد

پلیس در اتاق دوربین‌های مداربسته، رفت‌وآمد کارکنان و سایهٔ یک زن ناشناس را بررسی می‌کند. تصاویر نشان می‌دهد یک چرخ خدماتی در زمان تقریبی ناپدید شدن نوزاد از راهروی بخش عبور کرده است. احتمالاً کسی از کارکنان بیمارستان در این ماجرا دست داشته است.

سمانه همچنان در راهروهای بیمارستان سرگردان است؛ صدای گریهٔ نوزاد در ذهنش می‌پیچد و به مرز فروپاشی روانی می‌رسد. او بارها مسیرهای بخش را طی می‌کند، به مادرش زنگ می‌زند، اما هیچ‌راهی به نتیجه نمی‌رسد. بیمارستان برایش تبدیل به هزارتویی از اتاق‌ها، چرخ‌ها و سایه‌ها شده است.

❗ مواجهه با حقیقت

در نهایت مشخص می‌شود امیر از مدت‌ها قبل درگیر معاملهٔ فروش نوزاد بوده. افرادی که بیرون بیمارستان منتظر بودند، کسانی هستند که پول را داده‌اند. اما در میانهٔ کار، زن خریدار از بیمارستان فرار می‌کند، و در این آشوب، نوزاد ناپدید می‌شود. حقیقت این است که نوزاد نه توسط غریبه‌ای ربوده شده، نه توسط سمانه گم شده – بلکه وسط عملیات قاچاقی که امیر برنامه‌ریزی کرده بود، «جا ماند» و گم شد.

❗ بحران نهایی

پلیس تحت فشار است؛ بیمارستان بسته می‌شود، همهٔ کارکنان بازجویی می‌شوند.
سمانه در نقطه‌ای خرد می‌شود: گریه، فریاد، توهم، و گم شدن کامل حس زمان. او در کابوسی نیمه‌روشن، صدای گریهٔ بچه‌اش را در راهرو دنبال می‌کند اما به دیوارهای خالی می‌رسد. جهان برایش تیره شده است.

پایان

سرنوشت نوزاد همچنان در هاله‌ای از ابهام باقی می‌ماند.
امیر بازداشت می‌شود.
سمانه تنها و ویران‌شده در بیمارستان می‌ماند؛ آخرین صحنه اوست که در میان نور سرد راهروی بیمارستان ایستاده، بی‌آنکه بداند کودک کجاست و چگونه زندگی‌اش در یک روز فرو ریخته.

فیلم با حس تعلیق، تلخی و ناتمامی تمام می‌شود — درست مثل واقعیت پرونده‌های گم‌شدن نوزادان در بیمارستان‌ها.

Logline
در شلوغی بیمارستان، نوزادِ سمانه ناپدید می‌شود و او در حالی که همسرش به او شک دارد و باندی مخفی در کمین است، مجبور می‌شود برای نجات فرزندش وارد هزارتوی دروغ، خیانت و جنایت شود؛ جایی که هر دقیقه می‌تواند آخرین فرصتش باشد.
ژانر
نوع اثر
منبع اثر
اورجینال
تعداد لوکیشن‌ها
2
شخصیت‌های اصلی
8
شخصیت‌های فرعی
4
مدت زمان تقریبی
90
بیانیه نویسنده
هدف از نگارش «لاندری روم» خلق روایتی پرتعلیق در بستر واقعیتی اجتماعی است؛ موقعیتی که هم بُعد انسانی دارد و هم ابعاد ساختاری.
این فیلم با تمرکز بر یک فقدان ناگهانی در بیمارستان، تلاش می‌کند به بحران اعتماد، پیچیدگی روابط اداری، و تأثیر روانی فشارهای سیستماتیک بر فرد بپردازد.
قصد داشتم قصه‌ای بنویسم که ضمن جذابیت دراماتیک، مسئله‌ای مهم را یادآوری کند: «وقتی ساختارها دچار خلأ و فساد می‌شوند، اولین قربانی همیشه انسانِ بی‌دفاع است.»
«لاندری روم» به‌دنبال ترکیب واقع‌گرایی، تعلیق و لایه‌های روان‌شناختی است تا تجربه‌ای ملموس و اثرگذار برای مخاطب بسازد.