
فیلمنامه شفق دشتی
Synopsis (خلاصه داستان)
شفق بعد از آخرین قتلی که به سفارش سیروس کبیری که رییس یک شبکه مافیای قاچاق است تصمیم میگیرد که برای همیشه خود را بازنشسته کند. او متوجه شده دچار بیماری زوال عقل شده و کم کم حافظهاش را از دست میدهد و دوست دارد تا فراموشی کامل برای خود با خاطرات خوب گذشته زندگی کند. در این بین سروان فخاری افسر دایره جنایی پلیس آگاهی که از ابتدای پرونده قتلهای زنجیرهای مرموز به دنبال ردی از شفق است، مصرانه به دنبال پیدا کردن اوست. از آنجایی که سرنخی هرگز از شفق پیدا نشده پرونده به نام شبح نامگذاری شده که همچنان باز است.
سروان فخاری علیرغم ناکام ماندن در این پرونده و فشاری که بارها از بالا برای بستن پرونده اعمال میشود مثل بازرس ژاور به دنبال ژان وال ژان دست از تحقیقات خود نمیکشد و در هر پروندهای که حس کند به شبح مربوط است سرک میکشد. ولی شفق به خاطر مهارتش همیشه یک قدم جلوتر است و به قدری کار را تمیز انجام میدهد که هیچ اثری از خود باقی نمیگذارد. سارینا دختر شفق دانشجوی تئاتر است و برای پایاننامه خود نمایشی را تمرین میکنند به نام مردی که سگ شد که داستان مردی بیکار است که دنبال کار میگردد ولی موفق نیست. درنهایت در کارخانهای به جای سگ نگهبان مرده کارخانه مشغول به کار میشود و در نهایت خلق و خوی سگی در رفتار او پدیدار میشود.
سارینا از وجود شفق خبر ندارد و فکر میکند که در سالیان دور از دنیا رفته ولی شفق برای محافظت از او در همه سالهای گذشته مراقب او بوده. مادر سارینا علیرغم میل شفق قصد دارد که به او بگوید که پدرش زنده است ولی قبل از اینکه به سارینا بگوید توسط مردی که دچار جنون شده و در خیابان عدهای را با تبر زخمی کرده و یا کشته با ضربهای به سرش دچار آسیب مغزی مشود و به کما میرود. شفق موضوع کنارهگیریاش از کار را با سیروس مطرح میکند ولی سیروس از این موضوع خوشحال نیست و از شفق میخواهد تا کار دیگری را انجام دهد که فقط از دست شفق بر میآید و آن قتل نماینده مجلسی است که قصد دارد در اولین جلسه علنی مجلس پرده از رانتی بردارد که برای سیروس و دستگاه او گران تمام میشود. ولی شفق بدون این که دلیل اصلی کنارهگیریاش را عنوان کند از قبول سفارش سر باز میزند و این کار باعث میشود که خشم سیروس نسبت به شفق بیشتر شود. او را با تهدید مجبور به این کار بکند برای همین از سارینا به عنوان اهرم فشار بر شفق استفاده میکند و تهدید میکند که اگر دستور او مثل همیشه اجرا نشود جان دخترش به خطر میافتد. شفق که از این موضوع رنجیده شده سعی دارد تا خود را از سیروس دور کند و از جان دخترش محافظت کند.
