
فیلمنامه شایستگی
Synopsis (خلاصه داستان)
دکتر علی باقری روایت میکند:
سیزده متخصص رشتههای مختلف زیستشناسی در کمپی تحقیقاتی در جنگلهای کوهستانی گیلان، فرصت مطالعاتی خود را میگذرانند.
در دو ساختمان سکونت و یک ساختمان آزمایشگاهها روی ویروسی ناشناخته کار میکنند که شواهد آن را روی موجودات زنده منطقه به دست آوردهاند و متوجه شدهاند تاثیر ویروس روی هر موجودی به این نحو است که باعث تقویت ویژگیهای ژنتیکی مضر هر فرد برای خود او میشود تا به این طریق آن فرد، میزبان تعداد زیادی ویروس شود و در نهایت بمیرد. مثلا اگر کسی سیگار میکشد، این ویروس باعث میشود او بیشتر و بیشتر سیگار بکشد تا موقعی که بمیرد.
یکی از آنها میمیرد و نگرانیها آغاز میشود.
آنها سعی میکنند مراقب خود و دیگران باشند و به پلیس خبر دهند اما به خاطر دور بودن منطقه، هم خبر دادن سخت است و هم آمدن پلیس طول میکشد.
یکی دیگر نیز میمیرد و یکی دیگر و مردنها ادامه مییابد و بقیه حس میکنند باید دنبال قاتلی خارج از مجموعه خود بگردنند و از اسلحههایی که برای مواقع اضطراری دارند استفاده میکنند.
ولی باز هم مرگها که هیچکس آنها را نمیبیند یا اگر هم دیده راجع به آنها صحبت نمیکند ادامه مییابد و این بار با استفاده از اسلحههای خودشان و این مسئله احتمال قاتل بودن یکی از خودشان را بالا میبرد و شک آنها به یکدیگر آغاز میشود.
تا بالاخره 12 نفر میمیرند و فقط دکتر علی باقری زنده میماند که مشغول تعریف ماجرا برای پلیسهایی است که بالاخره به محل اقامت آنها رسیدهاند.
در نهایت او ترسیده و منتظر قاتل است که یا کشته شود و یا او را بکشد ولی خبری نمیشود و به تدریج او شروع به تجزیه و تحلیل احتمالات مختلف برای هر کدام از قتلها میکند و با کنار هم قرار دادن موقعیت هر فرد در زمان وقوع هر قتل و در نظر گرفتن تاثیر ویروس روی آنها، به این نتیجه میرسد هر کدام از متخصصین یا اتفاقی مردهاند یا به دلیل اشتباه فرد دیگری در خود گروه، یا فردی شخص دیگری را به خاطر لو ندادن خودش در مقصر بودن در مردن اشتباهی فرد دیگری کشته و یا به خاطر انتقام.
و پلیس با معمای قاتل بودن علی باقری یا پذیرفتن تئوری مبتنی بر شواهدش مبنی بر کشته شدن عجیب هر کدام از دوازده نفر رو بهرو است.
