
فیلمنامه سریال کمدی ترموکوپل
Synopsis (خلاصه داستان)
طرح سریال برای سیزده قسمت چهل و پنج دقیقه ای به طور کامل نوشته شده است.
مانی که بعد اخراج از کترینگ هم بیکار شده و هم جای سکونتی ندارد؛ مجبور است برای مدتی در باربند یک کامیون اقامت و اجاره بپردازد که البته با اصطکاکهایی با دیگر مستاجرین کامیون مواجه میشود. بعد با پیدا شدن کار در یک مجموعه توریستی، تیمارگر اسب شود و همانجا پیش اسبی میخوابد که شبها تمرین زبان انگلیسی میکند تا به هالیوود و فیلمهای وسترن راه بیابد.
با پیدا شدن کهیر در بدنش به بیمارستان منتقل میشود و برادرش را میبیند که مربی فوتبال است و سرایدار استادیومشان فوت کرده. بنابراین مانی به عنوان سرایدار انتخاب میشود به پیشنهاد برادر به مدیرعامل. اما مانی در نخستین شب سرایداری با ضرب و شتم طلبکاران سرایدار فوت شده سابق روبرو میشود. چون سرایدار ساقی مواد مخدر بوده و مواد را فروخته و پول را برنگردانده بوده و حالا مانی به اشتباه کتک میخورد از اجیران.
مانی چارهای نمیبیند در نهایت جز اینکه به خانه پدرش بازگردد تا بتواند کمی به اوضاع نظم دهد و شاید فیلمنامه نیمه تمامش را هم بنویسد و بفروشد. اما پدر همچنان همان آدم بدپیله و تخس و ایرادگیر سابق است که اعتقاد دارد مانی هیچ پخی نخواهد شد!
به زودی با جدایی برادر مانی از همسرش و بازگشت به این خانه و تبعیضهای پدر بین این دو شرایط برای مانی پیچیدهتر میشود. علاوه بر اینکه خواهر مانی به خاطر کلاهبرداری از مردم به عنوان یک دعاگیر به همین خانه پناه میآورد و از مانی به عنوان سوژه در لایوهای ایستاگرامی سواستفاده مینماید.
مانی خواب مادرش را میبیند که از او میخواهد جعبه جواهراتش را از چنگ پدر در بیاورد قبل اینکه به خاطر تجدید فراش، نصیب زن همسایه گردد. این ماموریتی است از سوی مادر خدابیامرزش برای مانی تا با فروش آن جواهرات به اوضاع خودش و خواهر و برادرش رونقی بدهد. اما پدر جواهرات را کجا مخفی کرده و چگونه باید از او بدزدد؟
