
فیلمنامه سرو آزاده
Synopsis (خلاصه داستان)
شادمهر، پسربچهای دهساله با موهای سفید، از کودکی بهدلیل تفاوت ظاهری و مشکلاتی که در مکتب و میان همسالانش دارد، احساس تنهایی و طردشدگی میکند. او در عین حال به زورخانه و پهلوانی علاقهمند است و با وجود مخالفتها و محدودیتها، پنهانی تمرین میکند و در چرخزدن مهارت پیدا میکند. با آشکار شدن موهای سفیدش، خرافهها و ترس مردم محله شدت میگیرد و زندگی خانوادهاش تحت فشار قرار میگیرد. شادمهر که احساس میکند تنها راه بازگرداندن اعتبار خانواده، اثبات توانایی خودش است، تصمیم میگیرد برای رسیدن به بازوبند پهلوانی تلاش کند. این مسیر او را همراه خواهرش، آرام، به اصفهان میرساند. در همین سفر، رابطه او با آرام نیز دستخوش تغییر میشود و بتدریج لایههای پنهان رابطه و گذشتهی خانواده آشکار میشود؛ درحالیکه شادمهر بیش از پیش، باید میان ترس، تنهایی و میلش به اثبات خود، راهش را پیدا کند.
فیلمنامه سرو آزاده
«سرو آزاده» برای من داستان پذیرش تفاوت، ایستادگی در برابر خرافه و پیدا کردن ارزش خود بدون نیاز به تأیید دیگران است. سروِ داستان نمادی از همین ایستادگی است؛ درختی که به تندبادهای روزگار نمیلرزد.
