فیلمنامه تهران تا هرات

فیلمنامه تهران تا هرات

فیلمنامه تهران تا هرات

1404/09/18

Synopsis (خلاصه داستان)

در دل تهرانِ درگیر حملات هوایی، پروین، دختر جوانی از خانواده‌ای سنتی، عاشق «محفوظ» شده؛ پسر افغان شاعر و ساده‌زیستی که در مرغداری پدرش کار می‌کند. اما پدر پروین مخالف این رابطه است و تلاش دارد او را به ازدواج رامین، مهندس ساختمان و نامزد سنتی‌اش، دربیاورد.
با آغاز جنگ و بمباران تهران توسط اسرائیل، محفوظ توسط نیروهای امنیتی دستگیر می‌شود و تلفنش نیز دزدیده می‌شود. پروین، در دل اضطراب و بی‌خبری، مراسم عقد با رامین را لغو می‌کند و تصمیم می‌گیرد برای یافتن محفوظ، همراه با رامین به سمت مرز افغانستان حرکت کند.
🚗 سفر در دل بحران
در مسیر خروج از تهران، آن‌ها با بحران‌های انسانی و اجتماعی مواجه می‌شوند: صف‌های طولانی پمپ بنزین، ترافیک سنگین، خرید شکلات در لحظه‌ای بی‌ربط، و عبور از مرز بدون پاسپورت. در فلاش‌بک‌هایی، رابطهٔ عاشقانهٔ پروین و محفوظ، مخالفت خانواده، و لحظات شاعرانهٔ محفوظ به تصویر کشیده می‌شود.
در مرز افغانستان، آن‌ها به دست قاچاقچیان می‌افتند، پول و وسایلشان دزدیده می‌شود، و در خاک افغانستان رها می‌شوند. سپس توسط یک گروه خودسر طالبان دستگیر می‌شوند که برای آزادی‌شان درخواست پول می‌کند.
🔥 نقطهٔ اوج دراماتیک
رامین آزاد می‌شود تا پول تهیه کند و در مسیر بازگشت، به‌طور اتفاقی با محفوظ برخورد می‌کند—بی‌آنکه محفوظ او را بشناسد. پس از گفت‌وگویی انسانی، محفوظ تصمیم می‌گیرد کمک کند. با همراهی مجاهدین افغان، عملیات نجات پروین آغاز می‌شود.
در سکانس پایانی، در دل درگیری، فرمانده طالبان کشته می‌شود، رامین زخمی روی زمین افتاده، و پروین به‌عنوان گروگان در دست سربازی جوان است. محفوظ وارد می‌شود و سرباز را می‌شناسد—کریم، شاگرد سابقش. گفت‌وگویی انسانی میان محفوظ و کریم شکل می‌گیرد، و در لحظه‌ای از شناخت و خاطره، کریم اسلحه را زمین می‌گذارد.
پروین به سمت رامین می‌رود، کنارش زانو می‌زند و دستش را نزدیک او روی خاک می‌گذارد. نگاهشان، سکوت باد، و خاک، نشان‌دهندهٔ انتخاب نهایی پروین است. محفوظ عقب می‌رود، به آسمان نگاه می‌کند و گذشته‌اش را با خود حمل می‌کند.
فیلم با نمایی از سه انسان در دل خاک، با گذشته‌ای سنگین و انتخابی روشن، خاتمه می‌یابد.

Logline
در تهرانِ زیر بمباران، پروین برای یافتن عشق ممنوعه‌اش محفوظ، شاعر افغان، همراه با نامزد سنتی‌اش رامین سفری پرخطر به سوی مرز افغانستان آغاز می‌کند؛ سفری که میان جنگ، قاچاقچیان و طالبان، او را به انتخابی سرنوشت‌ساز میان عشق، وفاداری و آزادی می‌رساند.
نوع اثر
منبع اثر
اورجینال
مدت زمان تقریبی
100
بیانیه نویسنده
این فیلمنامه را نوشتم چون می‌خواستم تصویری انسانی از عشق، جنگ و انتخاب در دل بحران بسازم. برای من، داستان پروین و محفوظ تنها یک روایت عاشقانه نیست؛ بلکه بازتابی از تضادهای اجتماعی و فرهنگی است که در زندگی روزمره ما حضور دارند.

تهرانِ زیر بمباران، صف‌های طولانی بنزین، اضطراب و بی‌خبری، همه استعاره‌هایی از وضعیت انسان معاصرند؛ انسانی که در میان فشارهای بیرونی و درونی، باید راهی برای حفظ کرامت و عشق پیدا کند.

محفوظ، شاعر افغان، برای من نماد صدای خاموش‌شده‌ای است که در هیاهوی سیاست و خشونت گم می‌شود، و پروین نماد نسلی است که میان سنت و آزادی، میان خانواده و فردیت، باید تصمیم بگیرد. رامین نیز چهره‌ای است که نشان می‌دهد حتی در دل روابط تحمیلی، امکان دگرگونی و انتخاب انسانی وجود دارد.

این فیلمنامه را نوشتم تا نشان دهم عشق و انسانیت می‌توانند در سخت‌ترین شرایط، حتی در دل جنگ و اسارت، راهی برای بقا و معنا بیابند. پایان داستان، با سه انسان در دل خاک، برای من تصویری است از گذشته‌ای سنگین.